مستند حیات وحش (حیات) مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان
کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 28 آبان ماه سال 1388 ساعت 11:15 PM

« و به این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امّت ها»شهادتی شود آنگاه انتها خواهد رسید. » ( متّی 24 : 14 )

این آیه ٬ اقتدار تام خدا را برای ما بازگو می کند. خیلی از قوم ها و دولت ها مخالف انجیل خدا هستند. امّا این آیه به ما می گوید که علیرغم مخالفت های شیطان و نیروهای تاریکی و حاکمان این جهان عیسی مسیح به ما می گوید که انجیل ملکوت پیش از بازگشت او به تمام جهانیان ٬ به جهت شهادت اعلام خواهد شد.

این انجیل ٬ یک پیغام کاتولیکی نخواهد بود ٬ این انجیل یک انجیل فرقه ای نخواهد بود ٬ بلکه همان انجیلی خواهد بود که «.... در ابتدا تلکم به آن از خداوند بود و بعد کسانی که شنیدند بر ما ثابت گردانیدند؛ در حالتی که خدا نیز با ایشان شهادت می داد به آیات و معجزات و انواع قوات و عطایای روح القدس بر حسب اراده ی خود » ( عبرایان 2 : 3 – 4 ) این انجیل توسط کلیسای اولیه با قدرت به جهان آن زمان علام شد. این انجیل قوت خدا را برای نجات و روح و جان و جسم متجلی خواهد کرد.

در هنگام موعظه انجیل ملکوت و در زمان آخر خدا با آیات و معجزات شاگردان خود را تائید خواهد نمود و در این هنگام خدا از طریق مرد مکاشفه 14 : 6 – 7 دنیا را بطور ویژه ای ملاقات خواهد کرد. خدمت این فرشته رابطه تنگاتنگی با تحقق متی 24 : 14 دارد. این مرد با پیغام کتاب مقدسی زمان آخر و علائم بازگشت مسیح آشنا است و به همین دلیل است که علاوه بر اعلام انجیل ملکوت مردم را از بازگشت مسیح و فرارسیدن داوری خدا آگاه می کند و خواهد ساخت « پس به آواز بلند می گوید: از خدا بترسید و او را تمجید نمایید زیرا زمان داوری او رسیده است...» او یک تثلیثی نخواهد بود ٬ چون همان انجیلی را موعظه می کند که پطرس ٬ پولس و سایر رسولان موعظه کردند یعنی انجیل جاودانه عیسی مسیح را. او سه شخص را خدا نمی داند و به همین دلیل در پیغامی که اعلام می کند از " او " یعنی تنها خدا صحبت می کند. این فرشته می داند که خلقت تنها یک خدا دارد و به همین دلیل می گوید « ... پس او را که آسمان و زمین و دریا و چشمه های آب را آفرید ( نه آفریدند ) پرستش کنید. » ( مکاشفه 14 : 7 ) این فرشته در پیغامش از قومها دعوت می کند که تنها خدا ( او ) را عبادت کنند. این او ٬ تنها تخت نشین مکاشفه 4 : 7 است یعنی همانی که در مکاشفه 22 : 4 مقدسین چهره او را خواهند دید و به این ترتیب است که نبوت اول یوحنا 3 : 2 محقق خواهد شد. « ... زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید »

همانطور که پولس ٬ رسولی برای امت ها بود و بسوی امت های بعید فرستاده شد ٬ این مرد فرصت خواهد داشت پیغام خدا را به تمام ساکنین زمین اعلام کند و توسط او هر امت و قبیله و زبان و قوم بشارت را خواهند شنید « مکاشفه 14 : 16 » آنگاه انتها خواهد رسید.

هانطور که پولس نور امت ها بود ( اعمال 14 : 47 ) این مرد نیز نوری برای امت ها خواهد بود. این فرشته٬ پیغام آور دوره ی هفتم کلیسا نیست و پیغام متفاوتی با او ندارد ٬ بلکه او وظیفه دارد انجیل جاودانه را اعلام کند. خدا از طریق این مرد ساعت آخر ٬ شهادتی قوی به دنیا خواهد داد و رد پیغام این است که دنیا را وارد داوری های سخت مکاشفه خواهد کرد چون به قول برادر برانهام وقتی کسی از مرز فیض عبور کند وارد داوری خواهد شد. باشد که برای تحقق خدمت این مرد هر روزه دعا کنیم تا مانع هایی که وجود دارد از سر راه او برداشته شود. دعا کنیم تا خدا وعده خود را در متی 24 : 14 محقق کند. دعا کنیم تا انجیل ملکوت با قدرت اعلام شود.

" و روح گفت بنویس ٬ پس می نویسم ٬ هرکه گوش شنوا دارد بشنود. " آمین

منبع: سایت تخصصی تعلیمی پرشین میسیون                                                                                                                   http://www.persianmission.com 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 4 اسفند ماه سال 1387 ساعت 12:59 PM

یکی از ویژگی هائی که همیشه مد نظر و مورد تاکید خداوند بوده ، یکدلی و اتحاد در میان قوم خدا می باشد. و شهادت کلام این است که هر گاه قوم یکدل و یک زبان داشته ، جلال خدا در میان قوم خدا آشکار بوده است . در کتاب دوم تواریخ باب 5 آیه 13 می بینیم :

 " پس واقع شد که چون کرنا نوازان و مغنیان مثل یک نفر به یک آواز در حمد و تسبیح خداوند به صدا آمدند ، و چون با کرناها و سنجها و سایر آلات موسیقی به آواز بلند خواندند و خداوند را حمد گفتند که او نیکو است زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است ، آنگاه خانه یعنی خانه خداوند از ابر پر شد "

 یعنی زمانی ابر جلال خدا بنای هیکل را در بر گرفت که قوم مثل یک نفر و به یک آواز خداوند را حمد و تسبیح خواندند. اما این تنها به عهد عتیق مربوط نمی شود و ما در عهد جدید نیز نمود آن را شاهد هستیم.

 اعمال رسولان 1: 14

 " و جمیع این ها با زنان و مریم مادر عیسی و برادران او به یکدل در عبادت و دعا مواظب می بودند. "

 اعمال 2: 1

 " و چون روز پنطیکاست رسید ، به یک دل در یک جا بودند " 

  اما چگونه به یکدلی برسیم؟ 

 برای رسیدن به یکدلی نیاز به این است که ابتدا به همفکری برسیم و فکرهای ما با هم یکی باشد . زیرا نمی توانیم با افکار مختلف و متفاوت به یک هدف مشترک برسیم اما نکته مهم و حیاتی اینجاست که این همفکری با چه کسی باید باشد؟ با دوستان و جماعت کلیسائی؟ با مشایخ و معلمین؟همه اینها البته خوب است اما این برای ما امتیازی محسوب نمی شود زیرا در این دنیا ما نمونه های زیادی از همفکریهای انسانی می توانیم مثال بزنیم ، حتی راه زنان هم می توانند با یکدیگر همفکر باشند و یکدیگر را محبت کنند. اما آیا این همفکری و محبت در اراده خداست؟ محبتی که مد نظر خداست چیست ؟ یک نمونه از محبت را می توانیم بر روی صلیب عیسی مسیح آنجا که خداوند بخاطر گناهان ما مصلوب شد ببینیم که این کامل ترین و منحصربفرد ترین نمونه محبت است .  

 چگونه به محبت برسیم؟    

 آیا با تلاشهای انسانی خود می توانیم به این مرحله برسیم؟ از آنجائیکه یگانه مرجع ما کتاب مقدس است برای یافتن پاسخ این سوال به کلام رجوع می کنیم . در رساله اول قرنتیان باب 13 آیات 4 تا 7 تعریف بسیار زیبا و کاملی از محبت را میبینیم.

 " محبت حلیم است ، محبت حسد نمی برد ، محبت کبر و غرور ندارد ، اطوار نا پسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی شود ، خشم نمی گیرد و سوء ظن ندارد . از نا راستی خوشوقت نمی گردد ولی با راستی شادی می کند. در همه چیز صبر می کند و همه را باور می نماید ، در همه حال امیدوار می باشد  و همه چیز را متحمل می باشد"

 آیا وقتی از دریچه کلام به خودمان نگاه می کنیم دارای این شرایط و استانداردها هستیم؟ کلام به ما می گوید همه را باور کن ، اما این به چه معنی می باشد؟ آیا هر چیزی را از هر کسی باید بپذیریم ولو اینکه دروغ باشد؟ خیر منظور و خواست کلام خداوند این نیست که ما هر چیزی را قبول کنیم بلکه منظور این آیه این است که به همدیگر فرصت بدهیم. اگر دوستی یا برادری دچار اشتباهی شد فرصت را از او نگیریم بلکه متحمل یکدیگر باشیم. ( اول قرنتیان 13 : 7 ) . خدا برای هر عملی که از ما می خواهد و ما را بدان دعوت میکند یک نمونه و شاهد در کلام خویش به ما معرفی می کند . بطور مثال می توانیم نگاهی به شاگردان عیسی مسیح داشته باشیم . مثلا پطرس که یک ماهی گیر بود ، متی که یک باجگیر بود ، یوحنا و برادرش که به برادران رعد معروف بودند ، اما خدا از همین افراد استفاده کرد . بطور مثال شاید پطرس دارای ثبات خوبی نبود . او در جائی مسیح را خداوند می خواند ( لوقا 9 : 20 ) اما در جائی دیگر سه بار مسیح را انکار می کند . شاید اگر با تفکرات انسانی ما بود ، پطرس دیگر جائی در بین شاگردان نداشت. اما تفکرات خدا با تفکرات ما و نگاه خدا با نگاه ما متفاوت است . زیرا او خود ، محبت است. در قیام از مردگان و مواجهه با پطرس میبینیم که مسیح چگونه فرصت را در اختیار پطرس قرار می دهد :

 "... ای شمعون ، پسر یونا ،  آیا مرا بیشتر از اینها محبت می نمائی؟  بدو گفت : ( بلی خداوندا می دانی که تو را دوست می دارم. ) بدو گفت : بره های مرا خوراک بده . " ( یوحنا 21 : 15 ) .

 و این پرسش و پاسخ سه بار تکرار می شود و خداوند هر بار وظیفه ای به پطرس واگذار می کند .  در اینجا ما مصداق بارز باور و متحمل شدن که در قرنتیان گفته شد را می بینیم. اما سوال اینجاست : 

 محبت را درک کردیم اما چگونه به همفکری برسیم؟  

 آیا تنها با محبت کردن به همفکری می رسیم؟ اما چگونه محبت کنیم زمانیکه با فکرهای خودمان حرکت می کنیم؟ اگر فکرهای خودمان را به خداوند بدهیم و هر کدام از ما شخصا فکرهایمان  به شباهت افکار خداوند در بیاید در آنموقع است که می توانیم به همفکری رسیده و  پس از آن به یکدلی برسیم. پس از گذشتن از این مرحله است که عارف می شویم به عرض و طول و عمق و بلندی ( افسسیان 3: 18 ).

 "... ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقدس باد . " ( لوقا 11 : 2 )

 در دعای ربّانی نیز ما نمونه دیگری از یکی بودن را مشاهده می کنیم. در اینجا به پدر
آسمانی من دعا نمی کنیم بلکه به پدر آسمانی ما دعا می کنیم . پس می بینیم که در تمامی کلام دعوت خداوند از ما ین است که با یکدلی و ایمان و محبت به حضور خداوند برویم.

 " به همین جهت ، کمال سعی نموده ، در ایمان خود فضیلت پیدا نمائید و در فضیلت ، علم و در علم ، عفت و در عفت ، صبر و در صبر ، دینداری و در دینداری ، محبت برادران و در محبت برادران محبت را. " (دوم پطرس باب 1 آیات 5 تا 7) .

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 14 آذر ماه سال 1387 ساعت 10:06 AM

یک راز بزرگ! روزی در یک شهر  کوچک و محقر ٬ در مکانی تاریک و دور افتاده ٬ نوزادی چشم به جهان گشود. تولد او به جهان اعلام نشد ٬ مادرش یک زن معروف نبود ٬ و مسافرخانه ها هم جائی برای آنها نداشتند ٬ لذا خانواده او در آغل پناه گرفتند و آنجا بود که در ساعات تاریک شب ٬ زمانی که شهر به خواب فرورفته بود آن غریبه کوچک به دنیا آمد.

اگر چه کسی متوجه حادثه خارق العادخ ای نشد ٬ ولی با به دنیا آمدن این طفل همه ناقوسهای آسمان به صدا درآمدند. یک ستاره جدید در آسمان شروع به درخشش کرد . فرشته ای شتابان پرواز کرده و این مژده مسرت بخش را که توام با شادی عظیمی بود به گوش دسته ای از شبانان رسانید ٬ انگاه نوری گرداگرد آنها را در بر گرفته و تاریکی شب را بیرون راند . سپس موجودات آسمانی بی شماری به فرشته ملحق شده و تسبیح کنان این سرود شادمانی را سردادند : " خدا را در اعلی علیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد!" ( لوقا ٢: ١٤ )

پس از رفتن فرشتگان ٬ شبانان شتابان به بیت لحم رفتند تا نوزاد را ببینند . چند مجوسی نیز از مشرق زمین آمده و هدایای نفیسی به وی تقدیم کردند . آنگاه در زمانی کوتاه اضطرابی عظیم تمامی اورشایم را فرا گرفت ٬ حتی پادشاه نیز آشفته شد . تولد این کودک فقیر آسمان و زمین را تکان داده بود

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3    >>